Mar 31, 2007

بدتر از بد


در طول زندگي سرنوشت بارها همه ما رو به مرگ گرفته كه به تب راضي بشيم. چه در زندگي شخصي و چه در زندگي اجتماعيمون
روزي كه كوليت اولسروز گرفتم به خودم و زمين و زمان دري وري گفتم و فرياد زدم غافل از اينكه چند سال بعد به دليل پاسخ ندادن بيماري به دارو بايد جراحي پشت جراحي رو تحمل كنم و حسرت روزهاي كورتون خوردنم رو بخورم. از ناكارايي خاتمي فغانم به هوا بود و الان روزي هزار بار آرزوي حضور خاتمي رو دارم و تازه ميفهمم رئيس جمهور نالايق يعني چي! وقتي دانشگاه جامع كار ميكردم از محيط كار دولتيش بيزار بودم تا اينكه رفتم موسسه استاندارد و فهميدم كار دولتي بد و محيط و آدمهاي خيلي بد يعني چي و به معاونهاي بي ادب و لات دانشگاه صد رحمت فرستادم. زماني بود كه نگران تحريم اقتصادي ايران بودم و الان آرزومه كه ماجرا با تحريم به پايان برسه و حمله و جنگي در كار نباشه. بچه هاي مقيم خارج در وبلاگهاشون مطالب ترسناكي نوشتن. به اين لينك ها نگاه كنين
http://www.mibibi.com/2007/03/30/post-236/
http://poshtehichestan.blogfa.com/post-156.aspx
http://www.kaariz.com/comments.asp?id=172
http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-121.aspx
---
بي بي سي هم نوشته كه: اتحادیه اروپا از ایران خواست بلافاصله و بدون قید و شرط پانزده سرباز نیروی دریایی بریتانیا را که یک هفته پیش در آبهای خلیج فارس بازداشت کرده، آزاد کند و هشدار داد که در صورت توجه نکردن به این خواسته تدابیر مناسب را اتخاذ خواهند کرد و از دولت جمهوری اسلامی خواستند بدون درنگ دولت بریتانیا را از محل نگهداری بازداشت شدگان آگاه کند و فرانک اشتاین‌مایر وزیر خارجه آلمان که کشورش هم‌اکنون ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد پس از صدور این بیانیه به خبرنگاران اروپایی یادآور شد كه اتحاديه اروپا از كنار چنين مسئله مهمي به سادگي نخواهد گذشت. همچنين سخنگوی وزارت امورخارجه آمریكا در واکنش به گمانه‌زنی‌های رسانه‌های غربی مبنی بر اينكه تهران قصد دارد ملوان های انگلیسی را با دیپلمات‌های ایرانی بازداشت شده در شهر اربیل عراق معاوضه كند و اعلام كرد كه آمریکا حاضر نخواهد شد به چنین معاوضه‌ای تن دهد
اين وسط هم دسته گل نوراني همچنان اصرار ميكنه كه هولوكاست دروغه و غلط نكنم عاقبت با اين مزخرفاتش يك هولوكاست- كه اين دفعه قطعا راسته!- تو ايران بوجود مياد. خدا رحم كرد كسي مدعي نيست مسلمونها يا ايرونيها كوره هاي آدمسوزي رو راه انداخته بودن وگرنه اين بابا چه ميكرد
-------
انگار بايد بپذيرم كه تناسخ امريست حقيقي! جز اون هيچ چيز برام توجيه كننده اين نيست كه چرا بعضيها بايد در ايران دنيا بيايند و بعضيها در سوئيس و بعضيها هم در آفريقا! فكر كنم ماها زندگي قبليمون از سربازهاي تيمور يا نرون بوديم. يعني هر ايروني در زندگي قبليش چند نفر رو كشته كه در زندگي فعليش داره اين شرايط رو تحمل ميكنه!؟
---

Mar 28, 2007

تحمل كن


از نظر من مهاجرت مثل قطع يك رابطه عاطفي ميمونه. وقتي رابطه اي رو قطع ميكني چند وقتي- كم يا زياد- احساس ميكني خوشحالي و باري از روي دوشت برداشتن اما اين دوره سريع ميگذره و آدم شروع ميكنه به قاطي كردن و درست اون لحظاتي كه تحمل دوري طرف مقابل براش غيرممكن ميشه و هر لحظه ميخواهد دوباره به طرفش تلفن كنه همونها لحظاتي پاياني هستن. انگار فواره به اوج رسيده و فقط يه كمي ديگه بايد صبر كني تا فرود بياد. اگه اون مقطع تحمل كردي و تماس نگرفتي به طور معجزه آسا و سريعي بعدش ميبيني همه چيز رو به پايانه. دلتنگي- غم- افسوس و... و بعدش دوره جديدي شروع ميشه
---
در مورد اقامت دائمي و طولاني در يك كشور خارجي هم همين حس رو- گرچه شايد غلط- دارم. مشخصا اولش حالت يك توريست رو دارم. بهم خوش ميگذره و خيلي ذوق زده هستم اما كم كم درد دوري شروع ميشه و به جايي ميرسه كه ميزنه به سرم كه بايد برگردم! اونجاست كه اگه طاقت بيارم و يادم بياد چرا رفتم به مرحله سوم ميرسم. مرحله اي كه در اون شخص حالش خيلي بهتر از مرحله دوم ست
-------
درسته كه من توي زندگيم هرگز آدم هدفمندي نبودم اما اينجا اون جاييه كه بايد باشم. يعني بايد اهداف كوتاه مدت- ميان مدت و بلند مدت اقامتم رو مشخص كنم. راستش مهم ترين هدف من از رفتن بعنوان يك هدف بلند مدت اينه كه پاسپورت آمريكايي ام رو بگيرم كه مشخصا مدتي طول ميكشه. در اين بين قطعا بايد اهداف ميان مدت و كوتاه مدتي هم داشته باشم
پيدا كردن كار- تكميل كردن زبان- پيشرفت شغلي و... اما اين كه كدوم كوتاه مدت تر هستن و كدوم مهم تر يا... چيزيه كه بايد بعد از رسيدنم مشخص بشه
---