Jun 28, 2010

علي هم از اعدام نجات يافت

علي مهين‌ترابي، جواني که در ۱۶ سالگي در نزاعي مرتکب قتل شده بود، از اتهام قتل عمد تبرئه و به پرداخت ديه محکوم شد.
علي مهين ترابي كه در سن شانزده سالگي به اتهام قتل عمد مرحوم مزدك دستگير و در حال حاضر هشت سال است كه در زندان به سر مي برد. وفق گزارش مورخ 14/11/1381 كلانتري 15 رجائي شهر كرج يك فقره درگيري و منازعه درخيابان نهم شرقي جلوي هنرستان هاشمي اتفاق افتاده و علي مهين ترابي 16 ساله به اتهام ايراد ضربة چاقو به مزدك خداداديان دستگير مي شود كه نامبرده به علت خونريزي شديد در بيمارستان به رحمت ايزدي مي پيوندد . علی پس از دستگیری ضمن اعتراف به استفاده از چاقو در تمام مراحل دادرسي از جمله در تحقيقات مقدماتي و در محضر قضات رسيدگي كننده به پرونده اعلام مي كند كه من چاقو را از جيب درآورده و باز كردم و حتي عقب هم رفتم كه مقتول به سمت من نيايد كه به علت ازدحام جمعيت ، نامبرده را هل دادند نفهميدم كه وي چگونه چاقو خورده كه به صداي داد و فرياد بچه ها كه مزدك چاقو خورده متوجه شدم كه نامبرده از بدنش خون مي ريزد و همچنين مي گويد كه به هيچ وجه قصد استفاده از چاقو و قتل را نداشته
است .پرونده در شعبة 33 دادگاه عمومي ويژة رسيدگي به جرائم اطفال كرج مطرح رسيدگي واقع مي شود علی در جلسة مورخ 19/11/1381 اين دادگاه نيز مطالب قبلي خود را تكرار و تاكيد مي كند به هيچ عنوان قصد استفاده از چاقو را نداشتم و نمي خواستم مزدك به قتل برسد . بالاخره در جلسة دادگاه به تاريخ 29/7/1382 با حضور پدر مقتول و متهمان و وكلاي مدافع آنان تشكيل مي شود كه پدر مقتول تقاضاي مجازات قصاص نفس براي علی نمود. نهايتاً دادگاه در تاريخ 5/8/1382 با ملاحظة محتويات پرونده ختم رسيدگي را اعلام و علي مهين ترابي را به تحمل مجازات قصاص نفس با پرداخت سهم دية مادر مقتول از سوي پدر وي كه متقاضي قصاص است مي نمايد و متهم رديف دوم آقاي عزت اله را به تحمل سه سال حبس به جرم شركت در نزاع دسته جمعي محكوم مي نمايد .پرونده با اعتراض علي به شعبه بيست و هفت ديوانعالي كشور ارجاع مي گردد . هيات ديوانعالي كشور طي دادنامه اي اعلام مي دارد با توجه به محتويات پرونده و احراز بزهكاري متهم علي مهين ترابي از سوي دادگاه كه ظاهراً قاضي محترم محكمه علم به قاتل بودن وي پيدا كرده هر چند به بندهاي چهارگانة ماده 231 و مادتين 105 و 120 قانون مجازات اسلامي اشاره و قيد ننموده ولي از مجموع اظهارات و اقارير متهم به اينكه چاقو را از جيبش در آورده و باز كرده .......و اينكه ادعا نموده كه ديگران او را هل داده اند الخ موجه و مدلل نيست به ضميمة گواهي پزشكي قانوني و گواهي گواهان در مجموع زمينه براي حصول علم به نحو متعارف فراهم است و درخواست تجديدنظر با هيچ يك از شقوق مذكور در مادة 240 قانون آیین دادرسی کیفری انطباق ندارد و مردود است لذا دادنامه تجديد نظر خواسته در مورد حكم قصاص ياد شده ابرام مي گردد. پس از قطعیت حکم پرونده جهت استیذان به نظر ریاست قوه قضاییه می رسد. بازرسان ویژه حضرت آیت الله شاهرودی موضوع را از شمول قتل عمد خارج دانسته و از طریق ریاست قوه قضاییه اعاده دادرسی تجویز و پرونده به شعبه هم عرض (شعبه 102 دادگاه عمومی کرج) ارجاع و قاضی این شعبه پس از رسیدگی های قضایی حکم به شبیه عمد بودن عمل ارتکابی صادر و علی مهین ترابی را به پرداخت دیه محکوم می نماید.

Jun 23, 2010

بیستمین سال وقوع زلزله رودبار

بیست سال پیش در همین روز و در ساعت سی دقیقه بامداد، زلزله شدیدی به بزرگی هفت ممیز سه دهم ریشتر در نزدیکی شهر رودبار در شمال ایران به وقوع پیوست. در اثر این زمین لرزه "چهل هزار نفر کشته، شصت هزار نفر مجروح و ۵۰۰ هزار نفر هم بی خانمان شدند."
ساعت دوازده و نیم شب همزمان با هیجان تماشای بازی برزیل و اسکاتلند از بازی های جام جهانی فوتبال زمین لرزه ای شهرهای شمالی ایران و از جمله تهران را لرزاند که همه از جمله هواداران فوتبال را هم به خیابان ها کشاند. اول گفته می شد که کانون زلزله در رشت و دیلمان بوده و به درستی کسی نمی دانست که در مناطق زیتونی شمال ایران چه خبر شده؟
جاده تهران-رشت
ساعت هشت صبح بود که حکم ماموریتم از طرف خبرگزاری جمهوری اسلامی برای پوشش خبری زلزله رودبار به مدت یک هفته صادر شده بود. عکاس گروه علی فریدونی بود، در مسیر تهران به رشت هر چه به لوشان نزدیک می شدیم حجم خرابی ها گسترده تر می شد، لوشان به کلی تخریب شده بود، به منجیل که رسیدیم جاده منتهی به رودبار بسته بود.

در این مسیر کوهستانی شمال ایران، باز کردن جاده و کنار زدن صخرهایی که از کوه کنده شده اند چند ساعتی طول کشید اما در پاسگاه منجیل- رودبار از سربازی شنیدم که می گفت، سد سفیدرود ترک برداشته و خطر وقوع سیل را جدی کرده است.
بهرام عکاشه متخصص زلزله شناسی، بیست سال بعد از این واقعه نگرانی اش را از وقوع حادثه طبیعی دیگری که می توانست دامنه به مراتب وسیع تری داشته باشد، پنهان نمی کند.
او به بخش فارسی بی بی سی گفت، سد سفیدرود حدود ۴۰ سال قبل ساخته شده و نسبتا در مقابل زلزله های شدید مقاوم است، با این همه در اثر زلزله رودبار این سد ترک هایی برداشت اما این آسیب ها به حدی نبود که سد را تخریب کند و سیل به راه بیافتد.
به گفته آقای عکاشه، به احتمال زیاد رسوب ته سد باعث شده که مقدارزیادی از انرژی آزاد شده زمین خنثی شود.
ستاد معین شهر رودبار
در ابتدای شهر رودبار محوطه ای را به ستاد معین اختصاص داده بودند، چادرها و کانکس هایی که مقامات مسئول، گروههای امدادگر و رسانه ها را در خود جا داده بود.
کار امدادرسانی به دلیل وسعت زیاد خرابی ها در مسیرهای کوهستانی کند پیش می رفت و در همین حال بازماندگان کشته شدگان که هنوز داغدار نزدیکان خود بودند در انتظار دریافت کمک های اساسی بودند.
همکارم اسماعیل مهاجر که در آن موقع یکی از امدادگران اعزامی به مناطق زلزله زده رودبار بود، می گوید خاطره تلخی به یادم مانده که به گفته او به فساد و دزدی مربوط می شود.
او افزود، وقتی به رودبار رسیدیم از طرف کمیته بین المللی صلیب سرخ سوئیس تعدادی پتو برای زلزله زدگان ارسال شده بود، اما این پتوها همه به دست بازماندگان زلزله نرسید، بعضی از افراد که به نام امدادگر به مناطق زلزله زده آمده بودند نه تنها این پتوها که کنسروهای تن ماهی زلزله زدگان را با خود به تهران می بردند.

با گذشت چند روز گروههای امدادی از کشورهای مختلف و کمک های مردمی و دولتی به رودبار می رسید و از آنجا به مناطق مختلف توزیع می شد. در این میان با توجه به شرایط آب و هوایی شهرهای شمالی و سردسیر گیلان نیاز مبرم به چادرهایی برای اسکان ۵۰۰ هزار بی خانمان مشهود بود.
شایع بود که چادرهای گروهی اهدایی از کشورهای مختلف در بازارهای سیاه تهران به فروش می رود، همین موضوع موجب بروز نارضایتی های زیادی در میان زلزله زدگان بود. کمبودها را گزارش می کردم و عکاس گروه مرتب عکس های خود را ارسال می کرد اما این گزارش ها و عکس ها عمدتا روی تلکس مطبوعات نمی رفت و روانه تلکس های ویژه می شد، تلکس های ویژه را فقط مقامات ارشد ایران دریافت می کردند.
اسماعیل مهاجر می گوید، در رودبار سازمان هلال احمر ایران چند کانکس داشت که از آنها برای ذخیره مواد غذایی استفاده می کرد، از جمله یکی از این کانکس ها به نان اختصاص داشت.
به گفته آقای مهاجر این نان ها در حال کپک زدن بود اما مسئول کانکس آنها را با توجه به این که مردم شدیدا به غذا احتیاج داشتند، نان ها را توزیع نمی کرد و وقتی از او پرسیدم دلیل این کار چیست؟ گفت که باید از مسئولان اجازه بگیرم، این نشانه کامل بی برنامگی مسئولان آن زمان بود.
مشکل مقاوم سازی ساختمان ها در ایران
صدهزار خانه خشتی و ساختمان های بتونی و اسکلت فلزی ویران شده بود. تنها کلبه های چوبی که با میخ های بلند به هم وصل شده بودند و محلی ها از آن به عنوان زگال نام می برند، سالم مانده بود. جالب آن که در شهر رشت علاوه بر خرابی های جزیی شاهد آن بودیم که اسکلت فلزی یک ساختمان چند طبقه در حال احداث فروریخته بود.
دو سال پیش که در جاده رشت-تهران مثل اغلب مسافران برای خرید زیتون توقف کرده بودیم زندگی عادی مردم در جریان بود و ساختمان های زیادی از همین نوع احداث شده بود.
بهرام عکاشه می گوید، هرچند در ایران از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آئینامه زلزله تصویب شده اما اصولا در ساختمان سازی به مقاومت در برابر زلزله توجه چندانی نمی شود.
او گفت، در سال ۱۹۰۶ میلادی در سانفرانسیسکو زلزله شد و شهر به صورت مقاوم دوباره بازسازی شد، همچنین در سال ۱۹۲۳ میلادی شهر توکیو در ژاپن نابود شد، اما دیگر در برابر زلزله های شدید مقاوم است.
به گفته آقای عکاشه، امروزه در این شهرها، زمین لرزه های به بزرگی هفت و نیم ریشتر این تعداد که در ایران کشته می شوند، خسارت جانی در برندارد.
در تعریف ساده زلزله می گویند که هرگاه انرژی حاصله از فعالیت گسل های زمین در فواصل زمانی مختلف جمع می شود و در عرض چند ثانیه تخلیه می شود، زلزله رخ داده است. طبق آمار سازمان تحقیقات مسکن ایران از ۲۷۴ شهر این کشور فقط در ده شهر خطر بروز زلزله کم است، از این رو نمی توان هرازگاهی شاهد زمین لرزه ای به شدت زلزله رودبار نبود، در حالی که به گفته اغلب کارشناسان این بار با توجه به مهاجرت مردم از روستاها به شهرها احتمالا باید منتظر بروز فاجعه ی انسانی در ایران بود.