مدتهاست شرايطي دارم كه باعث ميشن بين اطرافيانم جز آدم هاي آزاد محسوب بشم – مجرد بودم و هستم و در نتيجه مسئوليتي ندارم و سالهاست تنها زندگي مي كنم و مي تونم هر وقت كه مي خواهم با هر كسي كه دوست دارم هر جا دلم بخواهد برم و ... – اما دخالت در امور سايرين جز لاينفك فرهنگ ايروني – خصوصا در رابطه با زنان و دختران - است. از خانواده كه در بهترين شرايط ازت ميپرسن: چرا اينقدر كتاب ميخوني!؟ تنهايي تو خونه حوصله ات سر نميره؟ خونه كي مهمون هستي!؟ انگار نه انگار من 37 سالمه و بيشتر از هشت ساله كه تنها زندگي مي كنم- بگير تا در و همسايه و محل كار كه مي خوان بدونن: خانواده شهرستان هستن كه شما تنها زندگي ميكنين؟ چرا ازدواج نميكنين؟ چرا شب ها دير ميائيد خونه؟ شما كه تو خونه كاري ندارين چرا اضافه كار نميمونين؟
همه و همه باعث ميشن كه بخواهم دور و دورتر بشم تا از شر اين توضيح دادن ها – در مورد خانواده – و رو كم كردن ها – در ساير موارد – راحت بشم. از شر امر و نهي كردن هاي وابسته هاي درجه يك كه ميگن 37 سال چيه؟ هشتاد سالت هم بشه براي من بچه اي! و آدم حسابت نميكنن و باور ندارن كه براي زندگي خودت - حداقل - حق تصميم گيري داري
---
با توجه به اينكه فقط نه ساله بودم كه انقلاب شد حريم شخصي و آزاديهاي فردي دو كلمه اي هستند كه هرگز حسشون نكردم و شايد دقيقا به دليل اينكه هميشه از اوليه ترين موارد حقوق بشر دور بوديم نياز به اينكه اين اصول در زندگيم وجود داشته باشه برام بسيار پررنگه. شايد باشن كساني كه معتقدند دولتهاي ديگر هم حقوق بشر رو رعايت نميكنن اما همه قطعا موافق هستند كه حداقل عدم دخالت در زندگي خصوصي افراد جزء اصوليه كه در خارج از ايران رعايت ميشه. نمونه اش فيلم خصوصي زهره شوكت. من به شخصه معتقدم كه هركاري اون دو نفر كردن به خودشون مربوطه و گرچه فيلم گرفتن از چنين روابطي به نظرم مسخره است اما خوب گرفتنش يا حتي پخش كردنش در تمام دنيا رايجه اما فرق در نوع برخوردهاست. وقتي عكس هاي برهنه يا فيلمهاي خصوصي افراد در خارج از ايران پخش ميشه نه تنها اين افراد ممنوع الچهره و به دليل تخريب وحشتناك رواني مجبور به خودكشي نميشن بلكه غرامت هم ميگيرن. مثلا كاترينا زتا جونز موفق ميشه از مجله اي كه عكس عروسي شو- نه فيلم خصوصي شو- چاپ كرده سه ميليون دلار غرامت بگيره. در ايران اگه به خاطر مسائل خصوصي ات محكوم بشي براي هميشه زندگيت رو باختي چون مردمي كه مثلا فيلم زهره شوكت رو ديدن با قضاوتها و محكوم كردنهاشون به اندازه پخش كننده سي دي و فيلمبردار مقصرن و تازه معتقدن كه: كسي كه چنين سوتي اي بده حقشه كه آبروش بره! بگذريم كه در جامعه مردسالار هميشه زن مشكلش بيشتره و براي من فمينيست اينم يه معضله روي مشكلات ديگه
---
بسياري از ايروني ها چنان به مسائل خصوصي بقيه كه ربطي بهشون نداره علاقمندن كه عملا مخل آسايش و آرامش هم ميشن. حالا فكر كنين اين موضوع واسه مني كه آسايش و تنهاييم برام مهمه چقدر ارزش پيدا ميكنه؟ يادمه كه پارسال دختري چون شبيه به يكي از شركت كنندگان در مهماني فوتباليست ها بوده به دست پدرش كشته ميشه. راستش من از اين جامعه ميترسم! يعني به خاطر شركت در يك مهموني بايد مرد!؟ ارزش زندگي يك آدم تو اين جامعه چقدره؟
---
در كتاب بار هستي- نوشته ميلان كوندرا- پرسوناژي به نام سابينا- كه ساكن اروپاي شرقي ست- وجود داره. اين زن به حدي از نظام كمونيستي كشورش بيزاره كه در تمام عمرش- حتي پس از فروپاشي اون نظام- فقط به فرار بيشتر و بيشتر به سمت غرب- كه از سوئيس شروع و به كاليفرنيا ختم ميشه- ميپردازه و براش شرق نماينده تمام سختي هاي عالمه. اين كتاب رو هميشه دوست داشتم و سابينا رو هم بيشتر از بقيه درك ميكردم- نميدونم چرا زنهاي كتابهاي كوندرا غير از اين يكي يه جورايي لج آدمو در ميارن! يا زيادي عاشق پيشه هستن يا زيادي خودخواه- اما الان كه امكان رفتن براي من هم مهيا شده از ته دل دركش ميكنم
---
چقدر اعتراض بهم شد! دوستان عزيز من دارم تموم مسائلي كه در ايران باعث ناراحتيم هستن رو مينويسم تا يادم نره. جواب كلي رو هم تو همون بخش كامنت ها دادم. نميخوام بعدها بگم: دلم براي فضولي هاي همسايه بغليم تنگ شده! حالا اين مسائل اجتماعي باشن- سياسي باشن- خانوادگي باشن يا هر چيز ديگه اي
-----
لطفاْ پتیشن را امضا کنید
http://meydaan.org/petition.aspx?cid=52&pid=11
http://meydaan.org/petition.aspx?cid=52&pid=11
---
