Aug 16, 2007

...

وحشتناك بداخلاق بودم. نميگم الان خوب خوب شدم اما به كمك تو خيلي آروم ترم. نود درصد جاهايي كه راحت از كوره در مي رفتم ساكتم و اين رو مديون توام. شايد بگي موقته- باشه اما ارزش داره. به نظر تو نداره؟
---
پ.ن يك: رفته بودم اجراي سنفوني رسول عشق و اميد رو در تالار وحدت ديدم. شوهر دوستم عضو گروه كر بود و برام بليط آورده بود. عالي بود. جدا عالي بود.
پ.ن دو: سابقا 4 كارم تموم مي شد الان 5.30. سابقا پنج شنبه ها تعطيل بودم و الان نيستم خوب معلومه كه كم به اينترنت مي رسم.
---

Aug 12, 2007

كار

مطمئنم يك گوشه اين شهر يك شغلي منتظر منه همونطور كه من منتظر اون هستم. مطمئنم كاري هست كه من براش مناسبترينم همون طور كه اون براي من مناسبترينه و مطمئنم دير يا زود پيدايش ميشه. عميقا به اينكه هر چيزي در زمان مناسب خودش پيش مياد و دست منو شما نيست اعتقاد دارم و... داشتم اينا رو مي نوشتم كه تلفن زنگ زد.
-
از فردا صبح ميرم سر كار
-