خبر بيشتري نيست
Dec 30, 2009
Home sweet home
خبر بيشتري نيست
Posted by
سبزينه
at
11:39
0
comments
Labels: شخصي
Dec 21, 2009
Dec 19, 2009
Dec 15, 2009
بابا من ميگم حموم نكنين هي ميگين چرا
دانشمندان مدرسه پزشکي دانشگاه کاليفرنيا کشف کردند که گونه اي باکتري از خانواده «استافيلوکوک» ها قادر است از ايجاد واکنش هاي مولکولي که منجر به التهاب مي شوند جلوگيري کند. مولکولي که موجب اين التهاب ها مي شود «اسيد ليپوتيکويک» (LTA) نام دارد که روي سلول هاي «کراتينوسيت» عمل مي کند.
اين محققان در اين خصوص اظهار داشتند:«نتايج شگفت انگيز اين تحقيقات يک پايه مولکولي را براي درک فرضيه بهداشت ارائه مي کند. تاکنون اطلاعات کمي در خصوص فرايند بهبود زخم ها در دسترس بود».
اصطلاح «فرضيه بهداشت» بيان مي کند که محيط هاي کاملا ضدعفوني شده اي که بسياري از کودکان کشورهاي توسعه يافته در آنها رشد مي کنند رقم ابتلا به آلرژي ها را افزايش مي دهند.
به اين ترتيب در اين محيط که به دور از محيط طبيعي است ، باکتري ها و ويروس ها به سرعت تغيير ماهيت داده و جهش مي يابند و هزاران گونه جديدي را ايجاد مي کنند که در مقابل داروها بسيار مقاوم بوده و بسيار خطرناک هستند.
براساس گزارش نيچر پزشکي ، به گفته اين محققان برخورداري از يک جمعيت باکتري ها بر روي پوست بدن از فرايندهاي التهابي ناشي از ايجاد زخم جلوگيري مي کند. به همين علت نبايد پوست را بيش از حد تميز نگه داشت. در حقيقت مقداري کثيفي براي سلامت بدن مفيد است.
Posted by
سبزينه
at
09:20
0
comments
Labels: عمومي
Dec 12, 2009
'هفت هزار سال پیش انسان آدمخوار بوده است'
باستان شناسان موفق به کشف یک گور جمعی در جنوب غرب آلمان شده اند که نشان می دهد بشر در هفت هزار سال قبل آدمخوار بوده است.
نویسندگان مقاله ای که در این مورد در نشریه Antiquity چاپ شده معتقدند که یافته های آنان یکی از شواهد نادر اثبات آدمخواری بشر در اوایل دوره نو سنگی Neolithic در اروپاست.
اوایل دوره نو سنگی، دوره ای بود که برای اولین بار مرکز اروپا با کشاورزی آشنا شده بود.
کشف اسکلت حدود 500 نفر در جریان حفاری ها در دهکده Herxheim نشان دهنده احتمال آدمخواری انسان در آن دوره است.
از بقایای اجساد که در میان آنها شماری کودک و حتی جنین دیده می شد چنین نتیجه گیری می شود که قربانیان را عمدا کشته و قطعه قطعه کرده اند.
حفاری برای یافتن این گور جمعی ابتدا در سال 1996 صورت گرفت و سپس در فاصله سال های 2005 و 2008 مجددا توجه باستان شناسان به این محل جلب شد.
دکتر برونو بولستین، رئیس پروژه حفاری که استاد دانشگاه بوردو در فرانسه است به بی بی سی گفت: "بررسی ها نشان می داد که استخوان های بدن انسان را عمدا شکسته و جدا کرده اند که نشانه آدمخواری است. علاوه بر این نشانه های به سیخ کشیدن و کباب شدن در روی استخوان ها دیده می شد."
ولی دکتر بولستین خاطر نشان کرد که اثبات این که این استخوان ها عمدا پخته شده اند مشکل است.
برخی از دانشمندان که فرضیه آدمخوار بودن بشر اولیه را رد می کنند می گویند ممکن است جدا کردن گوشت از این استخوان ها مربوط به آیین به خاک سپاری بشر در دوره نوسنگی باشد.
ولی دکتر بولستین می گوید شواهد نشان می داد که بسیاری از این استخوان ها جویده شده بودند.
نظر دکتر بولستین این است که احتمالا آدمخواری در اروپا امری استثنایی و مربوط به ایام قحطی بوده است.
Posted by
سبزينه
at
12:04
0
comments
Labels: عمومي
Dec 5, 2009
بنيامين هم آزاد شد
بنيامين نوجواني است که شش سال از عمرش را زير تيغ گذرانده بود. او چند ماه قبل با رضايت اولياي دم از قصاص رهايي يافت. وي متهم بود هفتم مردادماه سال 82 در يک درگيري جواني را به نام حسين با ضربه چاقو زخمي کرده و به قتل رسانده است.
بنيامين روز گذشته زماني که در برابر قضات ايستاد تا به لحاظ جنبه عمومي جرم محاکمه شود وقايع روز حادثه را اين طور تشريح کرد؛ من و دوستم شهرام با هم بيرون بوديم. شهرام گفت با حسين درگير شده است. من سعي کردم آنها را آشتي دهم. ما هم محلي بوديم و چشم در چشم مي شديم. با هم سراغ حسين رفتيم. از او خواستم با شهرام آشتي کند اما قبول نکرد. به من گفت؛ اين موضوع به تو ربطي ندارد و نبايد دخالت کني. سپس حسين و دوستانش به شهرام حمله کردند و پس از آن ما از آنها جدا شديم و رفتيم. يک ساعتي از اين ماجرا گذشته بود که من دوباره از خانه خارج شدم و براي انجام کاري به سمت پارکي در همان محل دعوا رفتم. حسين و دوستانش آنجا بودند. حسين داشت براي دوستانش تعريف مي کرد چه اتفاقي افتاده است. وقتي مرا ديد به اتفاق دوستانش به سمت من حمله کردند. در آن ميان مرد جواني به نام وحيد هم آنجا بود که ظاهراً پسرخاله حسين بود. او به شدت مرا کتک زد و گفت چه حقي داشتي با حسين حرف بزني. من دوباره از آنجا دور شدم و به تصور اينکه همه چيز حل مي شود به خانه برگشتم.
بنيامين ادامه داد؛ يک ساعت از اين ماجرا گذشته بود که من دوباره بيرون رفتم البته اين بار با خودم چاقو بردم تا اگر به من حمله کردند بتوانم آنها را از خودم دور کنم. البته فکر نمي کردم حسين دوباره دعوا راه بيندازد. براي انجام کارم بايد از همان محل درگيري رد مي شدم. دوباره حسين و يکي از دوستانش را ديدم. آنها به سمت من هجوم آوردند. حسين فحاشي کرد و من هم با لگد به او زدم. يکدفعه حسين مشتي به صورتم کوبيد. اين کارش آنقدر مرا عصباني کرد که نتوانستم خودم را کنترل کنم و با عصبانيت چاقو را به سمت حسين پرت کردم. قصدم اين نبود که او را بزنم و فقط مي خواستم وي را بترسانم. حسين دوباره فحش داد و رفت من اصلاً متوجه نشدم چه اتفاقي افتاد. ما از هم جدا شديم. من به سمت خانه رفتم. چند ساعت بعد ماموران سراغم آمدند و مرا دستگير کردند. تا زماني که مرا به اداره آگاهي نبرده بودند نمي دانستم حسين کشته شده است. بنيامين که به شدت گريه مي کرد خطاب به هيات قضات گفت؛ شما نمي دانيد من در اين چند سال چه کشيده ام. روزهاي سختي را گذراندم. درد زنداني بودن يک طرف مرگ پدرم و بيماري روحي برادرم از سوي ديگر به شدت مرا آزار مي داد. در بين اين همه گرفتاري و بدبختي مادرم نگران اعدام من هم بود تا اينکه بعد از شش سال اولياي دم حاضر شدند رضايت بدهند. مادرم خانه را فروخت تا بتواند پول ديه را فراهم کند و من را از قصاص نجات دهد. من حتي نتوانستم زمان خاکسپاري پدرم کنارش باشم. هنوز هم عذاب وجدان دارم چون پدرم از غصه من مرد. بنيامين ادامه داد؛ من در زندان آرايشگري ياد گرفتم. درسم را ادامه دادم. از اول راهنمايي تا ديپلم را در زندان درس خواندم. حتي موفق شدم کارهاي فني ياد بگيرم تا وقتي از زندان آزاد شدم سرپرست خانواده ام باشم و سختي را که مادرم در اين مدت به خاطر من کشيده است جبران کنم. بنيامين ادامه داد؛ تقاضا دارم من را ببخشيد و عفو کنيد. درست است که من حالا با اين قد بلند جلوي شما ايستاده ام اما زمان قتل 15 سال داشتم. يک پسر بچه بودم. وقتي مي خواهيد حکم صادر کنيد براي همان کودک حکم صادر کنيد نه براي من که حالا قد کشيده ام. من بهترين سال هاي عمرم را در زندان گذراندم. با اين حال نااميد نشدم و تلاش کردم با اميد به آينده درس بخوانم تا پشتوانه يي براي خانواده ام باشم. بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات وارد شور شدند و بنيامين را که شش سال و دو ماه و سه روز را در زندان گذرانده بود به همين مدت حبس محکوم و او را با احتساب ايام بازداشت آزاد کردند. بنيامين که باور نمي کرد آزاد شده است با اشک هاي شوقي که صورتش را پوشانده بود از دادگاه خارج شد.
Posted by
سبزينه
at
15:39
0
comments
Labels: اجتماعي
Dec 1, 2009
دهم آذر - روز جهاني ايدز
براي نخستين بار در سال 1981 هشت مورد وخيم از ابتلا به بيماري كاپوسي ساركوما كه يكي از انواع خوش خيم تر سرطان است در ميان مردان همجنسگراي آمريكايي گزارش شد و تقريبا همزمان با اين موارد شمار مبتلايان به يك عفونت ريوي نادر در كاليفرنيا و نيويورك بالا رفت. علت اين گزارش ها نه بالاتر بودن آمار ابتلا در آمريكا كه دقيق تر بودن تشخيص بيماري ها در آن كشور مي باشد.
با اين كه در آن زمان عامل شيوع ناگهاني اين دو بيماري مشخص نشده بود اما معمولا از اين دو واقعه پزشكي به عنوان آغاز بيماري ايدز ياد مي كنند. در طي يكسال اين بيماري بدون نام گسترش زيادي داشت تا سرانجام در 1982 آن را ايدز ناميدند.
از سال 1988 به منظور افزايش بودجه كشورها براي مبارزه با اين بيماري و همچنين بهبود آگاهي - آموزش و مبارزه با تبعيض ها اول دسامبر ( دهم آذر) هر سال به عنوان روز جهاني ايدز معين شده است و هر سال براي اين روز شعاري نيز در نظر گرفته مي شود.
ايدز در حال حاضر سومين علت مرگ و مير بشر است كه پيش بيني مي شود تا سال آينده (2010) مقام اول را از آن خود نمايد.
شايان ذكر است كه هر فرد دچار ويروس اچ آي وي لزوما مبتلا به ايدز نيست بلكه اگر برخي تظاهرات باليني را بروز دهد مشخص مي شود كه به اين بيماري مبتلا شده است. تنها نيمي از افراد مبتلا به اچ آي وي در طي ده سال به مرحله ايدز مي رسند. اين زمان در افراد مختلف متفاوت است و به وضعيت سلامت عمومي جسماني و عادات فردي افراد بستگي دارد.
پس از ورود اچ آي وي به بدن اولين علائم به صورت یک سندرم شبه سرماخورگی به همراه بزرگ شدن غدد لنفاوی عارض میشود که معمولا این علایم بهبود یافته و ویروس به حالت نهفته در بدن باقی میماند، این مرحله که در آن فرد حامل بیماری تلقی شده ولی علایمی نشان نمیدهد ممکن است تا ده سال و بیشتر به طول بیانجامد.
در مرحله آخر این بیماری با نقص سیستم ایمنی به علت فعالیت بالای ویروی و کاهش لنفوسیتهای نوع تی در خون مشخص میشود که ایدز نامیده میشود. در این مرحله بدن در معرض عفونت هاي فرصت طلب ناشي از باكتري - ويروس - قارچ و انگل هايي قرار مي گيرد كه در افراد سالم به راحتي مهار مي شوند.
همچنين افراد مبتلا ريسک بالايی برای ابتلا به سرطان های مختلف نظير سارکوم کاپوزی، سرطان گردن رحم و لنفوم دارند. بعلاوه، علايم سيستميک عفونت نظير تب ، تعريق(خصوصا شب هنگام)، لرز، تورم غددلنفاوی ،لرز، ضعف و کاهش وزن را دارند.
فرد مبتلا به اچ-آی-وی هنگامی به مرحلهٔ ایدز میرسد که شمار گویچههای سفید خون آنقدر كم شود كه نتوانند از پس انجام وظیفه معمولی خود برآیند.
ایدز تنها یک مشکل بهداشتی نیست، بلکه یک مشکل اجتماعی و فرهنگی نیز هست ،این بیماری تابو تلقی میشود و با هالهای از شرم و منعهای اخلاقی و فرهنگی همراه است که این موضوع مانع از اعلام بیماری از سوی افراد شده و همین مساله منجر به پنهان ماندن بیماری، طی نشدن پروسه درمان و در نتیجه شیوع سریع آن میشود.
به علت پیش داوری و ترس از سرایت بیماری، این بیماران درمورد انتخاب مسکن، شغل، مراقبتهای بهداشتی و حمایت عمومی مورد تبعيض رار میگیرند. رفتارهای نامناسب و تحقیرآمیز موجب انزوای بیمار گشته، فرصت آموزش را از وی میگیرد. وحشت از مرگ، وحشت طرد و تنهایی و انگ اجتماعی، اخراج كارگران مبتلا و بدنامی از طرف دوستان و خانواده سبب میشود افرادی که گمان میکنند ممکن است آلوده باشند، وضعیت خودشان را تا جایی که مقدور است مخفی نگه دارند که این خود موجب گسترش آلودگی است.
اولين مورد ايدز در ايران در سال 1366 در يك كودك شش ساله مبتلا به هموفيلي گزارش شده است.
تعداد مبتلايان به ايدز در آخرين آمار اعلام شده (وزارت بهداشت) در ايران حدودا 85000 نفر مي باشد كه 8% آن از طريق تماس هاي جنسي و بقيه به دليل استفاده از سرنگ مشترك اعلام شده است.
Posted by
سبزينه
at
09:07
0
comments
Labels: اجتماعي