Jan 17, 2010

آيا ممكن است كه "امير" نجات پيدا كند؟

امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام متولد دهم آبان ماه 1368 و در زمان دستگیری 16 ساله بوده است. امیر در 28 آبان ماه 84 که منجر به قتل یک نوجوان دیگر به نام محسن کاظمی شد خود را به مراجع انتظامی معرفی نمود.در حالی که متهم هیچ گونه قصد اولیه بر ارتکاب قتل نداشت و بدون توجه به شرایط سنی، عقلی و روحی وی چهار تن از پنج نفر قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس وی را به اعدام محکوم نمودند. حکم صادره در شعبه‌ی 27 دیوان عالی کشور تایید شد. لازم به ذکر است ایران در سال 1375 به کشورهای عضو پیمان‌نامه حقوق کودک پیوسته است. ماده 378 این پیمان‌نامه اذعان می‌دارد: مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد. از سوی دیگر مطابق بند 5 ماده‌ی 6 میثاق حقوق مدنی و سیاسی حکم اعدام نبایستی برای افرادی که در سنین پیش از 18 سال مرتکب جرم شده‌اند صادر شود. نامه ی زیر نوشته ی پدر امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام خطاب به اولیای دم مقتول نوشته شده است:

خانواده محترم آقای کاظمی ؛

من با چشمی گریان و دلی پر از خون به شما عرض سلام دارم. بعد از گذشت 5 سال باز هم می گویم من خجالت زده و شرمنده و رویم سیاه است. می دانم شما ناراحت هستید ، به خدا ما هم اولا ً برای شما و بعد برای فرزندمان که روزی چند بار می میرد و زنده می شود ناراحتیم. حتما استحضار دارید که فرزند من در زندان مشکل روحی پیدا کرده و چندین بار دست به خودکشی زده و همه ی بدن او مجروح است. حتی ملاحظه فرمودید که در روز دادگاه گفت : بابا بگذار مرا بکشند تا راحت شوم.

اکنون من با شما همدرد هستم و از ابتدا سعی کردم همدردی خودم با شما را با معرفی فرزندم به قانون با دست خود در ساعات اولیه حادثه ، نگرفتن وکیل دفاعی در برابر شما و همچنین اشکهایی که شبانه روز در غم فرزند شما و فرزند خودم می ریزم ؛ ثابت کنم. اکنون جان همه خانواده من و فرزند دربند من در دست توانای شماست. هرطور که بخواهید می توانید جان ما را بگیرید و مختارید و حق هم دارید اما فرزندان ما همدیگر را از قبل نمی شناختند پس حادثه بوجود آمده لحظه ای ، اتفاقی و تصادفی رخ داده است و هیچ قصد و غرض قبلی در کار از هر دو طرف نبوده. لذا قتل ندانسته و ناخواسته به وجود آمده و اکنون که حکم قصاص فرزند من آمده ، شما فرصت کافی برای مشورت و فکر کردن و تصمیم گیری دارید و می دانید چه کار می کنید و هر وقت و هر موقع می توانید فرزند مرا بکشید. آیا با کشتن او یا حتی صد نفر دیگر مشکلی حل می شود؟

پس خانواده محترم کاظمی ؛ شما می توانید کاری کنید که دو خون ریخته نشود ، یکی شده دیگری نشود. شما بگذارید در مورد او خدا و قرآن تصمیم بگیرد و او را به علی اکبر و علی اصغر امام حسین و دستان بریده حضرت عباس ببخشید و او را نکشید زیرا برای شما جا دارد. تا من و خانواده ام و تمام خویشانم و حتی مردم عادی دعاگوی شما بوده و طلب آمرزش و مغفرت برای آن مرحوم شما داشته باشیم و تمام عمرمان مدیون شما و خانواده گرامیتان باشیم. الهی هیچ خانواده ای داغدار نشود ، آمین یا رب العالمین.

روسیاه و شرمنده ی شما بهمن امراللهی ( پدر امیر امراللهی )


1 comments:

سبزينه said...

آخيش كامنت دونيم درست شد! اين هالو اسكن احمق از كار افتاده بود مدتي بود كامنت نداشتم